خرید بک لینک

گروه نهم

گردآورنده : محمدعلی پیری، ذاکر پرکی

رابرت نوزیک

زندگی نامه و آثار رابرت نوزیک

رابرت نوزیک در سال 1938 در نیویورک به دنیا آمد. نوزیک تنها فرزند ماکس نوزیک، تاجر مهاجر روس و سوفی کوهن نوزیک بود. وی یکی از تئوریسین های مطرح در عرصه فلسفه سیاسی حداقل تا اواخر دهه 80 به حساب می آید. بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی در بروکلین در دانشگاه کلمبیا مشغول به تحصیل شد؛ جایی که لیسانس فلسفه خود را در سال 1959 گرفت. او دکترای فلسفه خود را از دانشگاه پرینستون در سال 1963 گرفت و پایاننامه دکتری خود را با راهنمایی کارل همپل، استادش، درباره تئوری تصمیم نوشت. او در دانشگاههای پرینستون (65-1962)، هاروارد (67-1965) و راکفلر (69-1967) تدریس کرد. در سال 1969 وقتی تنها 30 سال داشت، بهعنوان جوانترین استاد تمام تاریخ دانشگاه، به دانشگاه هاروارد بازگشت. نوزیک در سال 1963 همکار جان رالز در دانشگاه هاروارد شد و مهمترین کتاب خود را نیز به نام “آنارشی، دولت، یوتوپیا” در سال1974 به رشته تحریر درآورد. یعنی دقیقا 3 سال پس از انتشار کتاب نظریه عدالت رالز. نوزیک در اساس همانند رالز و هایک، از نئوکانتی های فلسفه سیاسی محسوب می شود[1]. در نهایت رابرت نوزیک در سن 63 سالگی بعلت ابتلاء به بیماری سرطانمعده درتاریخ 23 ژانویه 2002 درگذشت.

تغییر در دیدگاه سیاسی نوزیک

نوزیک در سالهای دبیرستان و دانشگاه عضو گروه دانشآموزان چپ نو و نیز یک سوسیالیست مشتاق بود. در دانشگاه کلمبیا مجمع دموکراسی صنعتی را پایهگذاری کرد که گروهی از دانشجویان پیشرو برای یک جامعه دموکراتیک در آن عضو بودند. وقتی فارغالتحصیل شد، آثار متفکران لیبرالیسم از جمله فردریک هایک و لودویک مایسس را خواند و دیدگاههای سیاسیاش تغییر کرد. تمایل او به لیبرالیسم در سال 1974 با نوشتن کتاب آنارشی، دولت و مدینه فاضله یک استدلال دقیق و دفاع اصیل از دولت حداقلی لیبرال و نقد لیبرالیسم سوسیال دموکرات همدانشگاهی خود، جان رالز، به اوج خود رسید. بلافاصله مورد ستایش متفکران محافظهکار قرار گرفت و اثر او نوعی مانیفست فلسفی برای راستگرایان جدید شد، هرچند نوزیک خود کاملاً با این گروه راحت نبود.

آثار رابرت نوزیک

روشنگریهای فیلسوفانه (۱۹۸۱) :به بررسي وكاوش درزمينه هاي بسيارمتفاوتي پرداخت. نيازبه وجودديدعقلاني درطي تمام زمانها باكاراونشان داده شد و به دنبال آن ایده «پیگردی» را ارایه می دهد. پیگردی حقیقت نیازمند اهمیت معرفت شناسانه بویژه با نگاه به شک گرایی است.

زیست آزموده (۱۹۸۹): که بیشتر حول و هوش فلسفه و علاقمندی وی به بحث های فلسفی باعث نوشتن این کتاب شد وی در این باره می گوید که: درهمان سالهای کودکی وهنگامی که دوران تحصیل ابتدایی را سپری میکرد، بهفلسفه علاقمند شد. اودوران آغازین تجربه برای آموختن را در کتابش "زندگیآزموده شده" 1989 چنینتوصیف میکند: "وقتی که من بیشتر از پانزده یاشانزده سال نداشتم، در کوچههای بروکلین یک مجلد ساده از جمهور افلاطوندست میگرفتم بطوری که روی جلدمشخص باشد. آن وقت تعدادی از صفحات کتاب رامطالعه کرده بودم و حتی بسیارکمتر از صفحات خوانده شده را درک کرده بودم. بوسیله آن کتاب بود که به شور وشعف بسیاری دست یافته بودم و همان موقعهم میدانستم این کتاب چیز با ارزشیاست." در این کتاب رابرت نوزیک به بسط نظريه خويش درمورد تكثرگرايي قلسفي ادامه مي دهد.

سرشت بخردانگی (۱۹۹۳):در این کتاب به دنبال مباحثی از جمله این كه چه اصولي درزندگي روزانه ما نقش ايفا مي كنند و چرا ما فقط براساس هوس و يا خارج از تمايلاتمان عمل نمي كنيم.

معماهای سقراطی (۱۹۹۶) : مجموعه اي از ايضاحات،گزارشها ومقالات ،به اضافه چندين نمونه از پندارهاي كوتاه فلسفي نوزيك بود.

نامتغیرها: ساختار جهان عینی (۲۰۰۱) : در این کتاب ساختار عینی جهان" ۲۰۰۱ موقعیت حقیقت و عینیت را مورد آزمایش قرار میدهد و اینکه چگونه به مقوله هوشیاری ارتباط پیدا میکنند.به ماهيت حقيقت و واقعيت نظردارد ونقش خودآگاهي شخصي را در يك جهان عيني بررسي مي كند.

در میان آثار نوزیک آنچه بیشترین اهمیت و شهرت را دارد همان کتاب «آنارشی، دولت و آرمانشهر » است:

آنارشی، دولت و مدینه فاضله: هدف اصلی از نوشتن این کتاب این است که نشان دهد تنها دولت حداقلی بهلحاظ اخلاقی عادلانه است. منظور نوزیک از دولت حداقلی (دولت اقلیتی)دولتی است که فقط در مقابل زور، دزدی و فریب از حقوق شهروندانش دفاع میکند و نیرویی است ضامن اجرای قراردادهای اجتماعی. نوزیک با این استدلال که دولت حداقلی عادلانه است، در پی آن است که هرجومرج و آنارشیسم را نفی کند که مورد مخالفت همه دولتهاست و با این استدلال که هیچ چیز عادلانهتر از یک دولت حداقلی نیست، میخواهد اشکال مدرن لیبرالیسم، سوسیالیسم و سایر ایدئولوژیهای چپگرا را رد کند.[2]

تاثیر نوزیک از اصحاب نظریه قرارداد اجتماعی

نقطه مهم فلسفه سیاسی ؛نوزیک ؛ همانند هابز و لاک وضع طبیعی است . وضع طبیعی بدین معنی است که هر انسانی که زاده می شود حقوق خود را همراه می اورد وهیچ حکومت ویا دولتی نمی تواند این حق را به انسان بدهد . بنابراین وضع طبیعی به نظر نوزیک بهترین شرایط انارشیستی زندگی انسان است . نوزیک معتقد نیست که برای محدودیت در شرایط وضع طبیعی انسان دولت قدرت داشته باشد بلکه به اعتقاد او تشکیل انجمنها واجتماعات صنفی - سیاسی برای حمایت متقابل افراد از یکدیگر لازم است .بنابراین بیشترین مکتب و مبحثی که بر رابرت نوزیک تاثیر گذار بود مکتب قرارداد اجتماعی و مبحث وضع طبیعی است.

بحث اصلی نوزیک و دفاع همه جانبه وی از “اختیارگرایی” است. تا آنجایی که برخی از شارحان، وی را مدافع اختیارگرایی افراطی خوانده اند.نوزیک با پیش کشیدن اصول کانتیِ “تقدم حق بر خیر” و اینکه “افراد هدف هستند و نه وسیله”، با قوت، یک دستگاه نظری را برمی سازد که براساس آن تعقیب هر هدفی هر قدر هم که مطلوب و توام با آرزوی شدید فردی و یا اجتماعی باشد، بایستی تابع برخی قیدهای اخلاقی باشد که نوزیک آنها را “قیدهای جانبی اخلاق ” می نامد که بزعم خودش از کانت به عاریت گرفته است. این قیدها، مطلق هستند، چرا که هر گونه پایمال کردن حقوق افراد را ممنوع می کنند. وی با حمله شدید به فایده گرایان و دستگاه فکری آنها، استدلال می کند که آسیب رسیدن به یک فرد را نمی توان با هیچ دستاورد بزرگتری برای دیگران یا جامعه، جبران و یا توجیه کرد.وی به صراحت می گوید که “قربانی کردن موجه برخی در راه برخی دیگر کاملا بی معناست”[3].

دولت حدااقلی حقوق طبیعی و تاثیر نوزیک از جان لاک: برخلاف معتقدان به آنارشیسم، نوزیک ادعا میکند که دولت حداقلی دولت مطلوبی است، زیرا خودبهخود از میان مردمی برمیخیزد که در یک دولت طبیعی فرضی (یا دولتی شبیه این) و از طریق معاملات و روابطی که به حقوق طبیعی هیچ کس تجاوز نمیکند، زندگی میکنند. نوزیک در ادامه افکار جان لاک، فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم، میپندارد هر کسی از حقوق طبیعی برای زندگی، آزادی و مالکیت برخوردار است، از جمله حق مطالبه بهعنوان داراییای که ثمره و نتیجه کار و تلاش هر فرد است و حق در اختیار گرفتن دارایی فردی دیگر با اجازه او (به شرط اینکه به حقوق هیچ فرد دیگری صدمه نزند). همچنین هر کس حق طبیعی دارد فرد یا کسانی را که به حقوق او تجاوز کردهاند یا تلاش کردهاند حقوق او را زیر پا بگذارند، تنبیه و مجازات کند. بهدلیل اینکه دفاع از حقوق طبیعی هر فرد در یک دولت طبیعی برای تکتک افراد بهتنهایی دشوار خواهد بود، افراد با یکدیگر توافق میکنند «انجمنهای حمایتی» را شکل دهند که در آن افراد با یکدیگر کار میکنند تا از حقوق یکدیگر دفاع کنند و کسانی را که به حقوق دیگران تجاوز میکنند، تنبیه کنند[4]. همین دفاع همه جانبه نوزیک از حقوق طبیعی فرد، سبب شده است تا او را از مدافعانِ متاخر و پرنفوذ اندیشه حقوق طبیعی و جان لاک بدانند.

تاثیر نوزیک از رالز

در قرن بیستم در حوزه عدالت اجتماعی نظریات مختلفی ارائه شد که دو مورد از آنها شهرت بسزایی کسب کرد؛ در این دو نظریه از یک سو جان رالز با تکیه بر عدالت اجتماعی و حمایت از دخالت دولت در روابط اقتصادی- اجتماعی تئوری دولت رفاه را پایه ریزی کرده، از اندیشه ی لیبرال جزمی قرن نوزده فاصله گرفت و پایه های دولت رفاه را پی ریزی کرد، و از سوی دیگر رابرت نوزیک با تکیه بر مالکیت شخصی و احترام به حاصل کسب و کار به پاسداری از سنت لیبرالی و عدم مداخله دولت در این روابط همت گماشت و از اصول دولت حداقلی دفاع کرد.بنابراین از بیان تقدم و تاخر در دو نظریه عدالت می توان تاثیر پذیری نوزیک از نظریه رالز را بخوبی درک کرد گر چه این دو در تشریح نظریه های خود برداشتهای کاملا متفاوت از مفهوم عدالت دارند.

بررسی اندیشه های رابرت نوزیک

رابرت نوزیک علارغم اینکه مقالات و کتابهای متعددی داشتند و بحث های فراوانی مطرح کردند اما در دو موضوع اندیشه وی برجستگی دارد : اول نطریه عدالت و دوم ؛ نظریه دولت حداقلی

نظریه عدالت

رابرت نوزیک به پيروي از تعريف رومي از عدالت، ملاک شايستگي را حقوق طبيعي فردي معرفي ميکند و عدالت را به طور کلي به رعايت حقوق هر کس معنا ميکند. تا اين جا، نوزيک از تعريف کلي رومي و نوآوري ميل استفاده ميکند. از نظر نوزيک، هر کس به طور طبيعي، مالک خود و داراييهاي مشروع خويش ميباشد و در نتيجه در انجام هر کار و هرگونه استفاده از داراييهاي خويش آزاد ميباشد. اعتقاد به وجود حقوق طبيعي نيز انديشهاي است که نوزيک از فيلسوف مسيحي انگليسي، جان لاکآموخته است. پيآمد منطقي خودمالکي طبيعي، آن است که هيچ کس حق مداخله در کارهاي شخصي فرد ديگر يا داراييهاي وي را ندارد؛ مگر آن که فرد اخير، خودش رضايت داده باشد و يا با زيرپاگذاشتن حقوق ديگران، حق خود را از دست داده باشد[5].تعريف کلي نوزيک از عدالت بر عنصر حقوق طبيعي فردي تمرکز مييابد. به باور وي، حقوق طبيعي فردي، عبارت از اين موارد ميشود: حق مصونيت در برابر حمله، دزدي، و فريبکاري؛ حق وفاي سايرين به قراردادهايي که بستهاند و وعدههايي که داده اند؛ و حق انجام هر کاري که فرد بخواهد؛ به شرط آن که حق آزادي و امنيت سايرين را نقض ننمايد.[6]نوزيك دربخش دومكتاب اوتوپيا،دولت وآنارشی،به صورت مشخص به مباحث پيرامون عدالت توزيعي پرداخته است ودرآن،ضمن ردنظريه هاي عدالت توزيعي،نظريه است حقاق خودرامطرح ميكند. نوزيك دراين نظريه به دنبال طرح "عدالت درداشتن" است. به اعتقاد وي يگانه نظريه عدالتي كه باحقوق طبيعي و الزامات ناشي ازآن سازگاري داردنظريه تاريخي عدالت است كه به جاي پرداختن به معرفي الگويي براي توزيع منابع وامكانات يابازتوزيع ثروت ودارايي ها،به شيوه به دست آوردن وانتقال اموال ودارايي هانظردارد. اين رويكردبه حفظ وشناخت حقوق مالكيت توجه ميكند. [7]از نظر وی اموال وکالاها مائده های آسمانی نیستند که باید عادلانه ومنصفانه میان افراد متقاضی تقسیم شود بلکه به کسانی تعلق دارد که یا آنها را تصاحب کرده اند (تصاحب اولیه منابع طبیعی ) یا انها را به دست خویش ساخته اند و یا به طریق منصفانه ای به آنها منتقل شده است . از نگاه نوزیک اساساً سه دسته ار اشیا به افراد تعلق می پذیرد و مفهوم مالکیت درباره آنها معنا دار است : الف ) جسم وتوانایی های شخصی افراد. ب) جهان طبیعت که شامل زمین ، معادن ومنابع طبیعی است. ج ) آنچه انسان ها ایجاد وتولید می کنند که محصول به مهار انداختن قوای طبیعی انسانی و تصرف در طبیعت و مواد طبیعی عالم است. در این جا پرسش اساسی این است : چگونه کسب یا در اختیار داشتن دارایی ها عادلانه می شود؟ از نظر او این نگاه به عدالت از سه عنوان اصلی تشکیل می شود: نخست آنکه وضعیت تحصیل واکتساب اولیه دارایی ها چگونه بوده است ؟ (اصل عدالت در تصاحب) دوم مربوط به مباحث انتقال دارایی ها از یک فرد به فرد دیگر است. (اصل عدالت در انتقال ) و سوم مربوط به نادیده گرفتن و تجاوز به حریم دواصل عدالت پیشین است ، که به مقوله تصحیح اکتساب های ناعادلانه پیشین اختصاص دارد. (اصل تصحیح ) . بنابراین از نظر نوزیک سه راه برای تصاحب و مالکیت مشروع دارایی ها وجود دارد که عبارت اند از : تصاحب اولیه: این اصل به معنای عدالت در کسب اولیه ی اموال است. بدین توضیح که بررسی می کند که یک مال چگونه برای اولین بار به ملکیت در آمده است و اینکه چه اشیایی را می توان به ملکیت در آورد.[8] به عبارت دیگر رابرت نوزیک مقرر ميدارد که تملک يک چيز، هنگامي عادلانه است که يک فرد، کار خود را با طبيعت، ترکيب نمايد؛ به گونه اي که وضعيت هيچ کس را وخيمتر از وضعيت پيش از آن ننمايد.[9]انتقال داوطلبانه: اینکه دارایی ها از یک فرد به فرد دیگر چگونه انتقال یافته است از سوی دیگر از نظر نوزیک هرگاه مالک چيزي، آن را به طور داوطلبانه، خواه به صورت هديه دادن و خواه به صورت مبادله با چيزي ديگر، به ديگري منتقل نمايد، فرد اخير، مالک مشروع آن چيز خواهد بود[10].تصحیح بی عدالتی های گذشته: این اصل زاییده ی این حقیقت است که برخی افراد در تملک اولیه یا انتقال اموال از طرق تقلب، تدلیس وکارهای خلاف عدالت اقدام می نمایند، یا دیگران را از حقوق و آزادی های خود در کسب و انتقال مالکیت منع می شوند. این اصل مربوط به کلیه ی بی عدالتی ها و انحرافات در دو اصل گذشته است و بر طبق این اصل این انحرافات باید به گونه ای اصلاح شده و امور سر جای خود قرار گیرد.[11]در این راستا نوزیک استدلال می کند که مقرر ميدارد که هر بيعدالتي بايد جبران شود. بنابراين، به نظر نوزيک، تنها گرفتن ماليات از ثروتمندان براي مصارف دفاعي و امنيتي و نيز برقراري عدالت، مشروع ميباشد.[12]این سه راه در واقع معرف سه راه اصلی پدیدآمدن استحقاق است. بنابر نظریه استحقاق یگانه توزیع عادلانه امکانات و دارایی ها توزیعی است که صرفاً بر اساس رعایت اصول عدالت در تملک و انتقال حاصل شده باشد.این دواصل در واقع سابقه تاریخی یک تملک را نشانه رفته اند و بدین ترتیب نوزیک میان توزیع عادلانه و وجود پیشینه تاریخی مثبت در حوزه اکتساب مال و انتقال ملکی پیوند برقرار می کند. دلیل اینکه وی نظریه استحقاق خویش را نظریه ای تاریخی می خواند در همین پیوند نهفته است.[13]

نظریه دولت حداقلی و اتوپیای نوزیک

دولت حداقلی نوزیک ،جامعه ای با یک زیربنای اتوپیایی به دست می دهد-جامعه ای که به همان اندازه ی اشخاص زیادی که امکان زندگی دارند آنها را مجاز می دارد که به آن شیوه ای که می خواهند زندگی کنند. در چارچوب دولت حداقلی مجالی برای اتوپیای تکثرگرا وجود دارد. اتوپیای نوزیک عملا یک فرا اتوپیا است که در آن مردم آزادند تا داوطلبانه به یکدیگر بپیوندند تا دیدگاه شان درباره ی زندگی خوب را دنبال کنند و سعی نمایند که آن را تحقق بخشند.جامعه ی ایده آل او شامل یک گستره ی متنوع و وسیع از اجتماعات می شود که مردم آزادانه می توانند به عضویت آن درآیند، اگر که آنها داوطلبانه توسط دیگران پذیرفته شوند.در چارچوب نوزیک برای اتوپیا ممکن است که شما اتوپیای خودتان را طراحی و خلق کنید اگر که بتوانید شمار بسنده ای از مردم را مجاب نمایید که به شما بپیوندند.البته در دولت حداقلی نوزیک هیچ کسی نمی تواند دیدگاه اتوپیایی خود را بر افراد دیگر تحمیل کند. نوزیک پیش بینی می کند که انواع بی شمار ومتنوعی از انجمنهای داوطلبانه ،تجربیات اتوپیایی و شیوه های زندگی بطور همزمان در چارچوب او برای اتوپیا نشو ونما می کنند.در این اجتماعات داوطلبانه مردم تعهدات بسیاری برای یکدیگر بوجود می آورند که بیشتراز آن تعهداتی است که آنها در دولت حداقلی دارند که خود نمی تواند بیشتر از اجرای مقدماتی ترین سطح اخلاق که به همکاری صلح آمیز نیاز دارد برود.انجمنهای داوطلبانه ممکن است قاعده و مقرراتی را عملی کنند که دولت از اجرای آنها ناتوان است.شرکت در اجتماعات ممکن است مشروط به شرایط مشخص باشد.

تاثیر اندیشه نوزیک

همانطور که گفته شد، نوزیک از سردمداران لیبرتارینیسم (آزادیخواهی) محسوب ميشود. ایدهای که با ریگان و تاچر در دنیای سیاست وارد شد، به کوچک کردن دولت پرداخت و دارایی خصوصی را ارج نهاد. نتیجهاش هم رشد بیسابقه اقتصادی در آمریکا و انگلیس آن دوران بود. اما پس از آن دوران، هرچند سنت اصلی سیاستمداران در کشورهای توسعه یافته همچنان بر همان مدار ميچرخید، اما به واسطه افزایش نابرابریهاي اقتصادی، سیاستمداران چندانی حاضر به دفاع تمام قد از این ایدهها نبودند. چراکه طبیعتاً این ایدهها، ایدههايی نبودند که صندوقهاي رأی آنها را بپسندند. هرچند نوزیک در سال 2002 و پس از یک دوره طولانی مبارزه با سرطان در گذشت، اما اندیشههايش به رشد خود ادامه دادند. بهطوری که جاناتان ولف، یکی از منتقدان سرسخت نوزیک، مينویسد: «در زمانی که کتاب آنارشی، دولت و یوتوپیا تازه منتشر شده بود، من دانشجوی لیسانس فلسفه بودم.»، [14]در آن زمان دو نوع برخورد در قبال این کتاب میان دانشجویان وجود داشت؛ یک دسته نتایج اندیشه نوزیک را مشمئزکننده ميدانستند و معتقد بودند این اثر، اثری جدی نیست. دسته دیگر معتقد بودند نتایج نوزیک آنقدر مشمئزکننده هست که برای نشان دادن اشتباه بودنشان مشکلی نداشته باشیم.... ولی امروزه باید اذعان کرد که به صورت کلان، نوزیک درست ميگفت».[15] در همین زمینه به نظر ميرسد که گرایش به سمت آزادیهاي بیشتر و دولت محدودتر در حال افزایش یافتن است. همچون همیشه که با افول رشد اقتصادی پس از چندین سال، مردم به فکر کمبود آزادیها و دخالت بیش از حد دولت ميافتند و این ایدهها بهصورت عمومی محبوب ميشوند. در این سالها پس از افزایش دوباره هزینههاي دولتها در اقتصادهای توسعه یافته، بهخصوص در ایالاتمتحده که به نزدیک 40 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور رسیده است، رشد اقتصادی طبیعتاً کاهش یافته و درآمد مردم در حال کم شدن است.این روند نگرانیهايی را میان مردم و تبعاً میان سیاستمداران ایجاد کرده و دوباره لزوم حرکت به سمت دولت کوچکتر، به صورت جدی و دامنهدار، مطرح شده است. تجلی این نگرانی را ميتوان در قدرت گرفتن «تی پارتی» در سیاست ایالاتمتحده به عنوان سومین نیروی اثرگذار بر سیاست این کشور مشاهده کرد. حزبی که آبشخور فکریاش، بنابر ادعای سردمداران آن، نوشتههاي لیبرتارینهايی همچون نوزیک و هایک است. در سالهاي آینده بیشتر از حرکتهاي این چنینی در چهارچوب کوچک کردن دولتها خواهیم شنید.[16]

گروه دهم

گردآورنده : رضا رفعت -افشین کمالی دلجو-هادی نوری

یورگن هابرماس

یورگن هابرماس در1929 در دوسلدورف به دنیا امد اثار اصلیش را به زبانی غیر از زبان انگلیسی نوشته است از نظر سیاسی او همیشه خود را در میان چپ های رادیکال جای داده است .او نخست به عنوان یکی از نمایندگان سرامد نسل جدید مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی چهره شاخص شد مکتب و نظریه ایی که منشا آن جنگ جهانی دوم بود .در 1956 هابرماس دستیار یکی از چهره های تابناک این مکتب آدورنو شد که به انستیتوی تحقیقات اجتماعی فرانکفورت که پس از جنگ در هیبتی جدید ظاهر شد بود بازگشته بود.کتاب کلیدی در مرحله نخستین زندگی روشنفکری هابرماس (شناخت و علایق انسانی ) است که در 1968 انتشار یافت . این کتابی است که در ان هابرماس در هیعت میراث دار مکتب فرانکفورت ظاهر میشود .دو مجموعه از مقالات او هم مربوط به همین دوره هستند به (سوی جامعه عقلانی و نظریه و عمل) . پس از آن اندیشه های هابرماس در جهت های تازه ایی تحول و پرورش یافت .یکی از این جهت ها را در کتاب( بحران مشروعیت) میتوان یافت .روند دیگر در اندیشه هابرماس که بسیار مهمتر است نشانه هایی از خود را تا حدودی به گونه پارادوکسی خیلی پیش تر بروز داده بود یعنی در واقع در نخستین کتاب مهم او( دگرگونی ساختاری حوزه ی عمومی .شناخت و علایق انسان) نخستین کتاب مهمی بود که او پس از احراز سمت استادی در فرانکفورت در 1964 انتشار یافت.کتاب شناخت و علایق انسانی همسو با نظریه انتقادی علیه( پوزیتیویسم) و خصوصا علوم اجتماعی پوزتیویستی نوشته شده است که هابرماس آنها را از نظر فلسفی ساده لوحانه و از نظر سیاسی مضر و اسیب رسان میدانست .هابرماس بر خلاف مارکوزه ایراد و اعتراضی به نگرش( ابرازی) به طبیعت ندارد و آن را مانند( پوپو) با شناخت متعارف از جهان که در خدمت عمل هدفمند انسان است پیوسته و همسو میداند این نگرش و شناخت از( ساختارهای زندگی انسان) نشعت میگیرد.هابرماس ربط انسانها به هم در داد و سند و تعامل اجتماعی کاملا متفاوت از نوع رابطه انسان با محیط طبیعی است و برای همین علوم اجتماعی لوازم دیگری میطلبند و نیازمند شناخت از نوع دیگر است .انسانها در مقام موجودات اجتماعی با یکدیگر تعامل دارند و برای تعامل نیازمند فهم و درک یکدیگر هستند.این کار را انها با استفاده از زبان مشترک انجام میدهند( در اینجا هابرماس عبارتی را به کار میگیرد که بعدا در اندیشه او جای مهمی را اشغال میکند او این تعامل انسانی مبتنی بر زبان را عمل ارتباطی می نامد) به عقیده هابرماس ضرورتا نتیجه میشود که خصلت و نوع علاقه به جهان اجتماعی و بنابراین شناخت ما از ان باید با علاقه تکنیکی ما به جهان طبیعی و شناختمان فرق داشته باشد.این علاقه و شناخت متناسب با جامعه را هابرماس شناخت (عملی )یا شناخت( موثرعملی) مینامد شناختی که حاصل علاقه است دو سطح دارد . در وهله نخست همه انسان های عادی و بهنجار ان را از طریق فرایندهای اجتماعی به دست میاورند اما در وهله دوم این شناخت سطحی( علمی) هم دارد.علومی را که به دنبال چنین شناختی هستند هابرماس در جاهای مختلف علوم هرمنوتیکی علوم تاریخی/هرمنوتیکی و علوم فرهنگی مینامد.(نظریه عمل ارتباطی) اثر اصلی و شاهکار هابرماس است .در این کتاب او چند( الگو) یا نوع عمل را از هم متمایز میکند که از میان انها عمل (غایت شناسانه) و عمل( ارتباطی) به عنوان عملی تعریف می شود که هدف از ان رسیدن به یک مقصود و غایت از طریق انتخاب وسایل مناسب یا به ظاهر مناسب است .نوع دوم عملی که هابرماست مطرح میکند و در تقابل با عمل غایت شناسانه است (عمل ارتباطی) است.عمل ارتباطی به تعامل دست کم دو عامل اشاره دارد که قادر به سخن گفتن هستند ..... و روابط شخصی برقرار میکنند ..... عاملان در پی رسیدن به درکی درباره وضعیت عمل و نقشه های عمل خودشان هستند تا اعمالشان را براساس توافق هماهنگ کنند .عقلانیت ارتباطی به یک معنا ذاتی استفاده ی بشر از زبان است.زیست جهان به گفته هابرماس یکی از دو جنبه یا دو جز تشکیل دهنده جامعه است و ان جز دیگر هم (نظام) اجتماعی است.هابرماس میگوید زیست جهان زیر لایه ایی است که عمل ارتباطی درآن (جایگیر) شده است (افقی ) است که عمل ارتباطی در آن حرکت میکند .زیست جهان متشکل از مجموعه ایی از( اعتقادات مشترک زمینه ایی) درباره جهان جامعه و غیره است که اعضای جامعه ان را مسلم میدانند زیست جهان مجموعه ایی از تفسیرها و تاویل های پذیرفته شده ایی است که فرایند های رسیدن به توافق و تفاهمی را که اجزای تشکیل دهنده عمل ارتباطی هستند تسهیل میکند و شکل میدهند.وضعیت های تازه از طریق محتوای فرهنگی موروثی زیست جهان تاویل و تفسیر میشود و به این دلیل تاویل پذیر هستند هابرماس دو چیز را در زمینه زیست جهان با علاقه تعقیب میکند یکی همان است که گفتیم یعنی تحلیل تاریخی عقلانی شدن زیست جهان فرایندی که او مثبت ارزیابی میکند . آن دیگری تحلیل رابطه ی میان زیست جهان و نظام است که باز نقشه ایی از تحول تاریخی به دست می دهد /در اینجا ارزیابی او عمدتا منفی است . نظر هابرماس نسبت به مدرنیته این است که مدرنیته را مبارزه ایی میان این دو نیرو تاریخی قدرتمند میداند.هابرماس زیست جهان جوامع اولیه انسانی را مبتنی( بر اقتدار امر مقدس) تعریف میکند و میگوید (اقتدارامر مقدس) در چنین جوامع منبع اخلاقی یا راهبرد اخلاق است .عقلانیت ارتباطی در نظر هابرماس بستگی به امادگی عاملان و گویندگان برای وارد شدن در بحث و استدلال دارد تا اگر نظرشان با مخالفت هایی رو به رو شود برای( نجات )ان صدق و حقیقت و حقانیت ادعاهای اعتباری خود را ثابت میکند ./مشارکت جویان با واردشدن در فرایند استدلال اخلاقی عمل ارتباطی را با نگرشی تاملی ادامه میدهند و هدفشان باز رسیدن به توافقی است که از میان رفته است . بنابراین استدلال اخلاقی در خدمت حل و فصل کشمکش های عملی از طریق بازیابی توافق است (گفتگو استدلالس است که در وضعیت ارمانی گفتارو سخن) پیش میاید.هابرماس روشن میکند گفتگوهای آرمانی برای همه طرف ها منصفانه هستند بلکه او مدعی است که نهایتا اگر گفتگو به حد کافی طولانی شود و ادامه یابد روشی به وجود میاید که از دل آن حقیقت اخلاق یا هنجارهای اخلاقی درست یا حتی دقیق تر از آن هنجارهای درست عدالت بیرو می آید. هنجارهای معتبر هنجارهایی هستند که همه میتوانند در( گفتگو عملی)در وضیعت ارمانی گفتار و سخن بپذیرد.اخلاق گفتگو فقط ان مساعلی عملی را در میگیرد که میتوان عملا در موردشان بحث کرد یعنی مساعل عملی که چشم انداز توافق در انها هست.اخلاق گفنگو کاری به ترجیحات ارزشی ندارد بلکه سرو کارش با اعتبار هنجارین هنجارها عمل است . هابرماس ترجیحا میگوید که ترجیحات ارزشی مسعله ایی شخصی است که هر فرد خود باید در مورد ان تصمیم بگیرد.هابرماس با سوظن بسیار به رشد( نظام ) مینگرد یعنی در عین این ناگزیری آن و منافع را که با خود میاورد میبیند اما در ان تهدیدی بالقوه هم نسبت به یکپارچگی زیست جهان عمل ارتباطی و عقلانیت ارتباطی تشخیص میدهد . خطری که هست خطری هست که هابرماس آن را استعمار مینامد که منجر به تحریف زیست جهان توسط سیستم میشود.در جوامع مدرن این چیزی است که عملا رخ داده است آن هم به اندازه ایی که از حد تحمل خارج شده است .نظام های قدرتی بیش از اندازه دارند یا بهتر بگوییم استفاده از قدرت را فارغ از قیذ های هنجارین مناسب در حوضه های بسیاری تسهیل میکنند .هابرماس این راه را تکنیکی کردن زیست جهان مینامد . یکی از عواقب و نتایج آن این است که فرایند های ارتباطی زیست جهان را محدود و مقید یا تحریف میکند.کلید راهیابی به جامعه ای که از نظر اخلاقی مناسب باشد این است که نظام را در حد و جایگاهش درستش بنگریم چگونه میتوان به چنین چیزی رسید 1 رسیدن به سوسیالیسم و سپردن سرمایه داری به زباله دان تاریخ 2 اشکارا اقتصاد بازار را پذیرفت .هابرماس دولت رفاه را (الگوی نوعی استعمار زیست جهان) توسط جهان مینامد.هابرماس (الگو یا پارادایم رفاه ) را مشتمل بر پذیرش تاسف اور از دست دادن خودمختاری به خاطر (رفاه )قلمداد میکند .دولت رفاه شهروندان را بدل به( مشتری) میکند و فقدان هرگونه مشارکت سیاسی اصیل را برای آنان پذیرفتنی میکند.هابرماس دموکراسی نهادی کردن نظریه ی استدلال و مناظره( از طریق نظامی از قانون است که حق مشارکت برابری را برای هر فرد در فرایند قانون گذاری تضمین میکند) .او همچنین مدعی میشود که اصل دیپلماتیک میگوید( فقط ان قانون هایی میتواند مدعی مشروعیت باشد که تایید و رضایت همه شهروندان را در فرایند گفتگوی قانون گذاری به دست اورند) . به گفته ی هابرماس( قانون وارد کار میشود تا شکاف های کارکردی در نظام های اجتماعی را که ظرفیت یکپارچگی شان بیش از حد استفاده شده است پر کند.دولت به عنوان قدرت تصویب کننده سازمان دهنده و اجراکننده ضروری است زیرا حقوق را باید تنفیذ (کرد.هابرماس با پذیرش این نکته که تصمیمات اکثریت پس از استدلال و مناظره سیاسی باز همیشه میتواند(خطاپذیر) باشد میگوید که مشروعیت هر تصمیمی بستگی به این دارد که ان تصمیم به عنوان (وقفه ایی ) در گفتگو در نظرگرفته شود که( در اصل و تساس از سرگرفتنی است )اقلیتی که در شمار از اکثریت کمتر است تنها با این شرط به قدرت گیری اکثریت رضایت میدهد که انها خودشان در اینده فرصت غلبه بر اکثریت را با استدلال بهتر داشته باشند.



[1]لسناف،مايكل. ايچ، ( 1387 ): فيلسوفان سياسي قرن بيستم،خشايارديهيمي،تهران، انتشاراتماهي،چاپ دوم.،ص 401.

[2]-برایان دوینگنان، رابرت نوزیک؛ منتقد عدالت رالز و مدافع دولت حداقلی، مترجم : فیروزه درشتی، دایرهالمعارف برتانیکا , 16 ارديبهشت 1395،برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به سایت:http://dinonline.com/doc/report/fa/6356

[3]-Nozick, Robert, (1974): Anarchy, State, Utopia, New York,pp.34.

[4]-- برایان دوینگنان، رابرت نوزیک؛ منتقد عدالت رالز و مدافع دولت حداقلی، مترجم : فیروزه درشتی، دایرهالمعارف برتانیکا , 16 ارديبهشت 1395،برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به سایت:http://dinonline.com/doc/report/fa/6356

[5]-. Jonathan Wolff, Robert Nozick: Property, Justice and the Minimal State, (Stanford: Stanford University Press, 1991), pp. 1-2

[6]- Michael Teitelman, ‘Anarchy, State, and Utopia: Book Review’, Colombia Law Review, Vol. 77, No. 3 (Apr., 1977), p. 500

[7]- اكرمنوريزاده، بررسي نقدهاي مايكل ساندلورابرتنوزيكبرناسازگارياصلتفاوتو

فردگرايي درنظرجانراولز، غرب شناسي بنياد،يپژوهشگاه علوم انساني ومطالعات فرهنگي، سال پنجم،شمارة اول،بهاروتابستان 1393 ،صص133-160.

[8]-Onora O’Neil, ‘Nozick’s Entitlements’, in Jeffrey Paul (ed.), Reading Nozick: Essays on Anarchy, State, and Utopia, (Oxford: Basic Blackwell, 1982), p. 311; Jonathan Wolff, Robert Nozick: Property, Justice and the Minimal State, (Stanford: Stanford University Press, 1991) p. 117.

[9]-Onora O’Neil, ‘Nozick’s Entitlements’, in Jeffrey Paul (ed.), Reading Nozick: Essays on Anarchy, State, and Utopia, (Oxford: Basic Blackwell, 1982), p. 311; Wolff, Robert Nozick, p. 117

[10]- Wolff, Robert Nozick, p. 83.

[11]- Jonathan Wolff, Robert Nozick: Property, Justice and the Minimal State, (Stanford: Stanford University Press, 1991), pp. 78, 115

[12]- Wolff, Robert Nozick, pp. 78, 115

[13]- واعظی، احمد، نقدوبررسی نظریه های عدالت "، قم: انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) سال ۱۳۸۸ .


برچسبها: زندگینامه و افکار نوزیک, کار کلاسی دانشجویان دکتر دبیری مهر

برچسب: نویسنده: آرمان رجبی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:16

صفحه بندی