خرید بک لینک
بسمه تعالی
منبع این درس کتاب فیلسوفان سیاسی قرن بیستم نوشته مایکل لسناف است و مترجم ان خشایار دیهیمی است که درانتشارات ماهی منتشر شده است .
نظریه سیاسی یعنی چه؟ نظریه یعنی چه؟
در دنیای سیاست با پدیده های بسیار متنوع و پیچیده مواجه هستیم مثل دولت ،ملت ؛اقتصاد ؛امنیت؛ مرز ؛نیروهای مسلح و تورم…. با همه اینها پژوهشگر سیاسی سر و کار دارد .
مثال : در حال حاضر نقدینگی بیش از ۹۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است . این حجم نقدینگی ایران در شش ماهه دوم سال ۱۳۹۴ است (دانشجوی علوم سیاسی باید با این مستندات سخن بگوید یعنی دقیق ).این حجم نقدینگی است دولت نگران حجم نقدینگی است .آنقدر سطح نگرانی بالا است که از دست رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و معاون اول رئیس جمهور خارج است و جناب رئیس جمهور خود این نگرانی را اعلام می کند و در تعیین نرخ سود بانکی دخالت و اعلام می کند که باید نرخ سود بانکی کاهش پیدا کند . این شاهدی بر مثال بود. اما چرا از این نقدینگی نگرانند :در اینجا یک کارشناس اقتصادی می تواند توضیح دهد چون با یک امر پیچیده و متنوع روبرو هستیم این پدیده براحتی قابل تجزیه و تحلیل نیست نیاز به کار مستمر علمی دارد ، نظریه با این پدیده های متنوع و پیچیده مواجه است و باید انها را تبیین کند.
ما در علم چه کار می کنیم در علوم سیاسی ؛اقتصادی و اجتماعی چه کاری انجام می دهیم و نتیجه آن چیست ؟ با مفهوم تبیین روبرو هستیم .. علوم پدیده ها را برای ما تبیین می کنند و درواقع ما با ابزار علوم پدیده ها را تبیین می کنیم .
کارکرد نظریه ها تبیین رابطه بین پدیده ها چه در علم فزیک ، علم شیمی و علوم سیاسی است و اگر این رابطه مستمر و پایدار بشود به قانون علمی می رسیم .
مثلا می گوییم هرگاه میزان نارضایتی عمومی در یک جامعه بالا برود مشروعیت سیاسی کاهش می یابد . این یک قانون در علم سیاست است . حال سوال اینجاست که چگونه به این نظریه می رسیم ؟ هرگاه روابط علی و تبیینی علمی در چند جهت استمرار پیدا کند به نظریه می رسیم .
.وقتی نارضایتی میرود بالا مشروعیت می آید پایین حتی این نظریه از سیاست هم خارج شده و در خانواده هم صادق است مثال:
وقتی خانم خانواده از همسرش تقاضای وجه نقد می کند و همسر این درخواست را به بهانه های مختلف به تاخیر می اندازد بعد از مدتی هم خانم خانواده نیز نافرمانی میکند مثلا همسر اگر تقاضای غذای خاصی بکند خانم خانواده هم در پاسخ می گوید برو خانه مادرت تا برایت بپزد در اینجا مرد مشروعیت خود را از دست میدهد این امر در برخورد فرزندان با والدین و مدیران در ادارات و… وقتی مدیران به خواسته های پرسنل خود اهمیت ندهند مشروعیت خود را از دست می دهند یعنی نارضایتی ایجاد می شود و نارضایتی مساوی با نافرمانی است در اینجا پرسنل با کم کاری و دیگر اقداما ت در کار اختلال ایجاد می کنند .
بهر حال نظریه ها توانایی تبیین پدیده های متنوع و پیچیده را دارند .
نظریه گاهی چندین قانون را نیز هم دربر می گیرد چون قوانین رابطه بین دو متغیر یا بیشتر را تبیین می کند. . اما نکته دوم اینکه نظریه ها مدعی تبیین هستند ادعا می کنند که میتوانند پدیده های متنوع و پیچیده عالم خارج را تبیین نمایند در همه علوم این امر صادق است ویژه علوم سیاسی نیست چون بحث ما اینجا علوم سیاسی است می گوییم نظریه های سیاسی . اما باید توجه داشت ما یک نظریه جامع و کلان نداریم یعنی ما نظریه ای نداریم مثلا : در سیاست ،اقتصاد ، جامعه شناسی بتواند همه نظریه ها را شامل شود . درواقع همه واقعیت یا حقیقت را تبیین کند.
حالا برمی گردیم به مثال روز که اول مطرح کردیم وقتی نقدینگی می رود بالا ثبات اقتصادی تهدید می شود ثبات اقتصادی یک مفهوم است نه یک متغییر . ثبات اقتصادی یک concept است در حالی که تورم یک index است اینها با هم تفاوت دارند تئوریها با این مفاهیم کار دارند .
چرا این نظریه مدعیست وقتی نقدینگی میرود بالا ثبات اقتصادی تهدید می شود به زبان ساده ، وقتی نقدینگی در جامعه زیاد باشد و هدایت نشود چه اتفاقی می افتد ؟
نقدینگی مثل آب پشت سد است اگر از حدی بگذرد ممکن است سد را بشکند مثلا اگر هوشمند هدایت نشود سرمایه یک بار بسوی سکه سرازیر می شود ، یک بار می رود به سوی بازار مسکن و زمین ، یکبار به به سوی بازار خودرو می رود و یکبار به سوی بازار ارز و دلار . در گذشته این موارد در ایران رخ داده است و زندگیهایی را ویران کرده است .
بعد از بی ثباتی اقتصادی بی ثباتی سیاسی و اجتماعی و فروپاشی اخلاقی و خیلی از موارد مختلف رخ می دهد .این امر زنجیره وار ادامه دارد .
پس زمانی که آقای روحانی با صراحت می آید و نگرانی خودش را را بیان می کند در واقع تحت تاثیر یک نظریه است البته این نظریه درست است اما جناب روحانی متاثر از همین نظریه و البته تحت یک نظریه اشتباه دیگر که دخالت دستور و امرانه دولت را در حوزه اقتصادی مجاز می داند می آید و می گوید باید سود بانکی کاهش یابد .
به عبارت دیگر ما در دنیای نظریه ها زندگی می کنیم وقتی می گوییم کاربرد نظریه ها این درست است ما آگاهانه و نا آگاهانه ریزه خوار و جیره خوار نظریه ها هستیم ، همه عوام نخبگان و رهبران اینها همه از نظریه ها استفاده می کنند نظریه ها پس مباحث انتزاعی نیست که عده ای نشسته باشند در گوشه ای و آنرا کتاب کرده باشند ما شاید نشناسیم متفکران را اما عملا از سفره آنها ارتزاق می کنیم.نظریه دومی که آقای روحانی گفتند نظریه دولت مداخله گر است نظریه اول درست است اما دوم غلط. نباید آقای رئیس جمهور مستقیم دخالت کند در سود بانکی . دولت نباید اینقدر دخالت کند الان وضعیت نیم بند با ثبات اقتصادی در کشور حاکم است تورم روی ۱۲% است سود بانکی روی ۲۰% یا ۲۱% تا ۲۵% که صندوقها و موسسات اعتباری می دهند مردم زندگیشان را یک طوری تدبیر کرده اند و میگذرانند مردم مبلغی را در بانک گذاشته اند و از سود بانکی آن زندگی خود را می گذرانند .
حال اگر نقدینگی رفته بالا ، رئیس جمهور باید فکر دیگری بکند نباید دخالت کند در سود بانکی. مثلا باید اوراق مشارکت توزیع کنید نقدینگی را جذب کنید در سازندگی کشور .
سود بانکی بیاید پایین آثار مخربتری خواهد داشت مانند افزایش قیمت سکه و.. فراموش نکنیم اقتصاد و سیاست دو موجود زنده اند برای مثال اگر به انسان یک خرما بدهیم و ۴ تا زرده تخم مرغ بخورد بطور طبیعی چربیش می رود بالا. اقتصاد و سیاست دو موجود زنده اند مرده نیستند این دو تسلیم انسان نیستند اینها ماهیت و ساختار منعطفی دارند برای مثال یک سوزن بزنیم به هرکدام عکس العملش را نشان می دهد برای مثال اگر بگوییم سود بانکی باید بیاید پایین حتما سکه بالای یک میلیون میشود چنانکه شد.همه رفتارها همینطور است اینها تحت نظریه ها هستند .
نظریه سیاسی چیست؟
برای اینکه بدانیم نظریه سیاسی چیست باید تفاوت آنرا با سایر مفاهیم بفهمیم.
نظریه سیاسی؛ فلسفه سیاسی ، ایدئولوژی سیاسی و اندیشه سیاسی اینها را باید تفاوتهایشان را تا حدودی بدانیم که نظریه سیاسی چیست و در انتها کاربرد نظریه سیاسی را متوجه بشویم .
اندیشه سیاسی مجموعه ای از دیدگاه ها و رویکردها به مفاهیم کلیدی سیاسی است لزوما دنبال تبیین نیست در مورد مفاهیم تعریف ارائه می دهد توضیح ارایه می دهد می گوید : دولت چیست ، ملت چیست ، دولت ملت چیست ، حاکمیت چیست حکومت و … این می شود اندیشه سیاسی .
فلسفه سیاسی همان اندیشه سیاسی مبتنی بر عقلانیت است و مبتنی بر ترجیحات و سلائق نیست یعنی منطبق بر فلسفه ؛ عقلانیت ؛ منطق و خردورزی است.
فلسفه سیاسی می گوید حکومت جمهوری به این ادله بهتر از حکومت پادشاهی است یعنی استدلال می کند . یک نوع الگودهی در فلسفه سیاسی وجود دارد یعنی می گوید آن اندیشه ترجیح دارد بر اندیشه دیگر که از مبانی فلسفی و منطقی قویتر برخوردار باشد و اما ایدئولوژی سیاسی چیست؟.
ایدولوژی سیاسی در واقع مجموعه ی ترجیحات وبایدها و نبایدها در عرصه سیاسی است مثل : فاشیسم نازیسم بعثیسم ،مارکسیسم کمونیسم ،سوسیالیسم اینها ایدئولوژی سیاسی است اینها دشمن یا دوست ، خوب یا بد را برای پیروان خود مشخص می کنند .
نظریه سیاسی چیست؟نظریه سیاسی نه صرفا مبتنی بر استدلال و و منطق سیاسی است ، نه ترجیح برای برای چیزی قائل است ، نه دنبال لزوما بیان و تعریف است بلکه تلاش می کند رابطه بین پدیده های سیاسی را تبیین کند تا ما قدرت درک و تفهم و فهم و ادراک بیشتری نسبت به پدیده های سیاسی داشته باشیم
پس نظریه سیاسی تلاش می کند رابطه بین پدیده های متنوع و پیچیده سیاسی را تبیین کند بگونه ای که پژوهشگر و مشاهده گر بیشترین و بهترین درک و فهم را از حوزه سیاست و پدیده های سیاسی داشته باشد برخی از نظریه های سیاسی عبارتند از فمینیسم ؛ مارکسیسم ، ساختارگرایی ، نهادگرایی ، نظریه بازیها ، توتالیتاریزم و فاشیزم. البته برخی از اینها ایدئولوژی سیاسی است اما می توانیم در نظریه های سیاسی هم در مورد اینها بحث و بررسی کرد .اینها در حد نظریه سیاسی نیست اینها در حد ایدئولوژی سیاسی طبقه بندی می شود .اما توتالیتاریسم در بحث نظریه های سیاسی جا می گیرد .چون برخی از این ایدئولوژیها مانند نازیسم فاشیسم در ذیل توتالیتاریسم قابل تعریف هستند توتالیتاریسم یک نظریه است که میتوان ایدئولوژیها را در ذیل آن توضیح داد توتالیتاریسم یا تمامت خواهی. رئالیسم و لیبرالیسم هم جزو نظریه ها هستند البته لیبرالیسم در حوزه اندیشه سیاسی نیز جا می گیرد البته لیبرالیسم اگر بخواهیم بحث کنیم در مورد آن باید بگوییم کدام نظریه لیبرالیزم مد نظر است چون لیبرالیزم یک اندیشه پردامنه و پرشاخه است .مثلا : بگوییم نظریه اقتصادی لیبرالیسم نظریه اقتصادی فریدمن .
اندیشه لیبرالیزم اینقدر پردامنه و پرشاخه شده است که امروز تبدیل شده به یک گفتمان .
همه این نظریه ها ، اندیشه ها ، ایدئولوژیها توان گفتمان شدن را ندارند برخی از آنها توان گفتمان شدن را دارند لیبرالیسم و مارکسیسم ، اگزیستانسیالیسم آنقدر بزرگند که گفتمان تلقی می شوند ..
ما بر اساس کتاب مایکل لسناف می آییم چند نظریه را بررسی می کنیم مثلا :نظریه تجربه گرایی سیاسی از مایکل اوکشات را بحث می کنیم .
چرا در میان این همه نظریه ها واندیشه ها فقط چند مورد را بحث می کنیم ؟
ما بر اساس کاربرد و نیازمان درباره این نظریه ها بحث میکنیم نظریه ها تشبیه می شود به عینک و پنجره . ما باید با این ابزار زاویه دید پیدا کنیم و اصطلاحا در بررسی پدیده های سیاسی رهیافت داشته باشیم .
این را باید به عنوان یک اصل باید بپذیریم ما بدون نظریه ها توان درک و فهم جهان پیرامون خود را نداریم .بدون نظریه های سیاسی هیچ چیزی از عالم سیاست را درک نخواهیم کرد این یک واقعیت است اما این واقعیت یک روی سکه است روی دیگر سکه این است که بطور عام هیچ نظریه ای توان تبیین کامل جهان پیرامون ما را ندارد و بطور خاص هم هیچ نظریه سیاسی توان تبیین پدیده های سیاسی را ندارد ببینید موضوع چقدر پیچیده است هم به نظریه نیاز داریم هم به یک نظریه نمی توانیم اکتفا کنیم .
آنهایی که برای تبیین عالم سیاست و حتی عالم خلقت به یک نظریه اکتفا می کردند دچار ایدئولوژی زدگی می شوند مانند کمونیست ها بعنوان شاخه مارکسیستهای روسیه و همچنین استالینیستها که عاقبتشان را دیدیم چه شد و دچار فروپاشی کامل شدند اما شاخه روسی مارکسیسم دچار این بحران شد.در بحث مکتب مارکسیسم باید از ۱۰ مکتب باید نام ببریم که فقط یک مکتب دچار مشکل شد اما ۹ مکتب دیگر به حیاتشان دارند ادامه می دهند و کاربردهای شان را دارند نظریه ها نیز همین وضعیت را دارند کسی نمی تواند بر روی یک نظریه تعصب بورزد هیچ نظریه ای مقدس نیست در علم سیاست نظریه ها برای ما نقش ذره بین ، عینک ،پنجره و زاویه دید دارند ما باید سعی کنیم از همه اینها استفاده بکنیم درس کاربرد نظریه های سیاسی برای همین کار است برای این است که شما بتوانید از نظریه های متعدد مثل : ساختارگرایی ، نهاد گرایی ، فمنیسم معناگرایی ؛ رئالیسم
، اگزیستانیالیسم ، توتالیتریسم برای درک و فهم و تبیین عالم سیاست استفاده کنید این نظریه ها ابزارهای تحلیل شما را زیاد می کند در نتیجه هرکس تسلط بیشتری بر نظریه های سیاسی داشته باشد توانایی فهم و درک بالاتری نسبت به عالم سیاسی و پیرامونش دارد این قاعده عام است در مورد اقتصاد هم همین طور است یکی از دلایلی که ما در حوزه اقتصاد متوجه نمی شویم چه اتفاقی اطراف ما می افتد دلیلش این است که ما نظریه اقتصادی نداریم قانون اقتصادی بلد نیستیم فرمولها را نمی دانیم در اقتصاد هم همینطور است کسی که میداند بهتر عمل می کند در حوزه های دیگر هم همینطور است .
ادامه دارد

بسمه تعالی
جلسه دوم ۹۴/۱۲/۱۳
ما باید در این درس ۱۲ اندیشمند را مطالعه کنیم که بدلیل کمبود زمان به ۱۰ اندیشمند بسنده می کنیم دلیل انتخاب این ۱۰ اندیشمند این است که در قرن بیستم افکار و آرا آنان بیشترین کاربرد رادارند .
در این جلسه در مورد ماکس وبر توضیحاتی داده خواهد شد .اولین اندیشمند و متفکر بزرگ و تاثیر گذاربرجهان در قرن بیستم آقای ماکس وبر است . البته شما باید به کتاب های مرجع رجوع بکنید زیرا مرجع معتبر کتابهای معتبر هستندکه یکی از انها نویسنده اش آقای لسناف یکی از فیلسوفان بزرگ امریکایی است و مترجم بسیار خوب آن آقای خشایار دیهیمی است ایشان یکی از مترجمان صاحب سبک است که برای ترجمه این کتاب زحمت زیادی متحمل شده اند .
اگر گفته می شود در موردماکس وبر باید مطالعه کرد این به آن معنی نیست که مطالعه دانشجو محدود به کتاب باشد دانشجو می تواند به هر منبعی در مورد ماکس وبر مراجعه کند. بر اساس توضیحات جلسه اول شما باید بتوانیدماکس وبر را شناسایی و توضیح دهید که چرا ایشان را یکی از بزرگترین اندیشمندان قرن بیستم می دانیم که اندیشه های او قابل بحث و پر کاربرد است .
نکته ای که در اینجا مطرح است این است که در مورد اندیشمندان مطالب متنوع و فراوانی موجود است باید با پرسش سراغ متن رفت بدون پرسش شما نمی توانید مطلب زیادی آنطور که باید دریافت کنید و دریابید در این درس برای اینکه بدانیم ماکس وبر چه گفته باید چند پرسش را پاسخ دهیم.
۱- هر متفکری را که بخواهیم بشناسیم باید اول بدانیم که او کیست و کجا بزرگ شده و چه شرایطی را گذرانده مطالعه این مطالب ممکن است اول جذاب ولی کم اهمیت جلوه کند اما از قضا خیلی اهمیت دارد ما هرچه از زندگی اندیشمندان بدانیم بهتر می توانیم اندیشه ها و عقاید آنها را بشناسیم یک اندیشمندی که درمناطق بیابانی و کویری بزرگ شده با یک اندیشمندی که در جنگل و مناطق سرسبز زندگی کرده با هم متفاوت است. این از لحاظ جغرافیایی ، افکار و نگرش کسی که در کویر متولد شده با کسی که در کنار رودخانه متولد شده با هم تفاوت دارند برای مثال : وقتی شما شعر نیما را می خوانید متوجه می شوید که نیما اهل گیلان ، کوه ، دشت و رودخانه است چون نشانه هایش را در شعر نیما زیاد می بینیم اگر آن فضا را نشناسید در درک شعر نیما دچار مشکل می شویم .
وقتی ادبیات علی شریعتی را مطالعه می کنیم متوجه می شویم که او بچه کویر ، وبیابان است پس شناخت محیط زندگی در حد اجمال ضروری است برای دانشجویان مطالعه زندگی ماکس وبر در حد یک یا دو صفحه کفایت می کند که ماکس وبر که بود کجا زندگی کرد پدر و مادرش که بودند مراحل تحصیلی را کجا گذرانده آیا اتفاق مهمی در زندگیش افتاده یا نیفتاده و غیره …
۲- محیط زندگی خیلی مهم است محیط زندگی فقط جغرافیا نیست رویدادهایی که در زمان آن متفکر روی داده نیز تاثیر گذار است یک متفکر که در بین جنگ جهانی اول و دوم زندگی می کند فرق می کند با متفکری که بعد از جنگ جهانی دوم زندگی کرده .محیط زندگی را فقط بعد فردی نباید دید بعد اجتماعی هم و فرهنگی … دارد . محیط بر افکار ذهنیت و اندیشه انسانها تاثیر حتمی می گذارد.
۳- مساله مهم دیگر این است که باید دید این متفکر دغدغه و مساله اش چیست ؟ این مهمترین سوال در شناخت افکار صاحبنظران است
جالب است که بدانیم گاهی از بین صدها هزار انسان یکی از آنهاست که مساله جدی دارد شاید این فکر متصور شود که ممکن است که همه انسانها مساله دارند بله این درست است که همه انسانها مساله دارند اما مساله آنها مانند مساله وبر نیست ، همه انسانها مساله شخصی دارند ، فردی دارند ، مسایل روزمره دارند مثل اینکه خانه ام را بزرگتر کنم اتومبیل تهیه کنم ، ازدواج کنم و … .این مسائل برای شخص مهم است اما وقتی که می گوییم یک نفر در بین صد هزار نفر مساله دار پیدا می شود کسی است که مساله اش جمعی ؛ آینده نگرانه یا اصلاح طلبانه باشد . باید تشخیص بدهیم مساله متفکر چیست ؟ دغدغه مارکس بی عدالتی طبقاتی اروپای قرن ۱۹بود ، مشخص ترین مساله او فقر است .مارکس را می توان به جرات یکی از بزرگترین سه اندیشمند طول تاریخ شناخت شاید تا کنون کسی به این سادگی مطرح نکرده باشد که مساله اصلی مارکس فقر است مارکس کتابهای چارلز دیکنز را خوانده است مانند الیور تویست. این آثار نشان می دهد که جامعه کودکان انگلستان در قرن ۱۹ چه وضعیتی در لندن داشته اند مارکس برای بچه ها ی فقیر گریه می کرد در خلوت مساله اش این بود که میدید بچه ۷ ساله باید ۱۲ ساعت یا ۱۶ ساعت در کارخانه کار کند که بعضی از بچه ها از شدت کار در کارخانه جان خود را از دست دادند برای مارکس این قابل تحمل نبود که از کودکان اینچنین کار می کشیدند دغدغه مارکس فقر بود عمدتا در فضای کارگری و کارخانه ها این میشود مساله مارکس. بعضی از دانشجویان و اساتید متدولوژی مارکس را بلد نیستند همه چیز را در مورد مارکس توضیح میدهد مثل ارزش افزوده و طبقه و … اما نمیتوانند توضیح دهند که مشکل و مساله دغدغه مارکس چه بود؟.
پیامبران نیز انسانهای مساله داری هستند یک موضوعی دارند اما فرق آنان با سایر افراد چیست؟ که این امر هم مزیت بحساب می آیدو هم نمی آید .
پیامبران خودآگاهانه وارد طرح مساله نمی شوند بلکه از جانب خداوند و منبع وحی مکلف می شوند که چنین کنند. تفاوت آنان با افراد غیر وحیانی این است که پیامبران مکلف می شوند اما افرادی که غیر وحیانی هستند خود آگاهانه وارد مسائل می شوند ..
حالا این امر به ارزش کار آنها می افزاید یا می کاهد ؟اینکه آدم خود به یک مساله برسد ارزشمند تر است یا اینکه از جانب عالم بالا مکلف به ابلاغ پیامی شود؟ در عالم خلقت خداوند چینین نقشه ای را ریخته که پیامبران را خودش انتخاب می کند مساله را به آنها می گوید قرآن کتاب مساله شناسی است تورات و انجیل اینها کتابهای مساله است خداوند مسائل را به پیامبر می گوید و پیامبر به زبان خودش به مردم می گوید . اما باید توجه داشت یکی از ویژگی های همه پیامبران قبل از مبعوث شدن این بود که انسانهای مساله دار دغدغه مند و درد کشیده ای بودند.
چرا خداوند چنین کاری کرده ؟ چرا اینها مکلف هستند ؟
به خاطر اینکه این افراد امانتدار هستند مساله خدا را تحریف نمی کنند .
چرا همه پیامبران عامی و امی هستند ؟پیامبران همه عامی و امی بودند پیامبران افراد فرهیخته ای نبودند در زمان خود یا سواد نداشتند یا چوپان بودند اغلب پیامبران چوپانی کردند .علت ان این است که بتوانند خلوص مساله وحدانی را حفظ کنند .به تعبیری فضولی بلا اذن در مساله الاهی نکنند .
عامی در جامعه ما به معنای بد استفاده می شود، عامی بودن از جهاتی قشنگ هم هست ، در جامعه خود ما میبینیم که افرادی هستند که قلب صافی دارند انسان ازصحبت کردن و زندگی کردن لذت می برد این شیله پیله هایی که آدمهای امروزی و باسواد متخصص دارند آنها ندارند ، عامی بودبدین معنا هم خوب است از جهاتی آدم عامی با شما صادق است کاملاصادق است هیچ چیز را از شما پنهان نمی کند .
علت اینکه پیامبران از میان افراد عامی انتخاب میشوند این است که خلوص وحی را حفظ کنند و به هیچ وجه در آن عمدا و سهوا تحریفی ایجاد نکنند .
خداوند به رسول اکرم نهیب می زند که اگر فکر تحریف در پیام ما به ذهنت خطور بکند رگ گردنت را قطع خواهیم کرد این آیه قرآن است .
در اینجا به بهترین بنده محبوبترین بنده مخلص ترین بنده امین ترین بنده اینچنین نهیبی می دهد . در اینجا انسان تنش میلرزد که خداوند به پیامبرش اینچنین پیامی می دهد این بخاطر اهمیت این مساله است که مساله خدا نباید تحریف بشود .
حالا ببینید با مسایل مورد توجه خدا و منویات الهی چه کردند در طول تاریخ تحریفها را ببینید تا کجا رفته؟ . پس شما باید بتوانید دغدغه و مساله متفکر را بتوانید شناسایی کنید .
۴- مساله بعدی این است که این متفکر از چه کسی تاثیر پذیرفته ؟، هیچ کس بقول معروف از زیر بوته به عمل نمی آید ، هرکسی همانطوری که برای وجود فیزیکی خودش نیاز به پدر و مادری دارد ، برای وجود فکری و روحانی خودش وجود انفسی خودش پدر و مادرهایی دارد نه یک پدر و مادربلکه پدر و مادرهایی نیاز دارد .این را باید انسان شناسایی کند که متفکر از چه کسانی تاثیر پذیرفته است ؟ از چه اندیشمندانی از چه عملگرایانی .
این را باید شناسایی کنیم که اندیشمند از چه متفکرانی تاثیر پذیرفته است . باید آبشخور فکری متفکر را پیدا کنیم . برای مثال می خواهیم یک فرد مثل امام خمینی را بررسی کنیم می خواهیم ببینیم در ذهنش چه بوده دیدگاهش در مورد مسائل اجتماعی چه بوده در حوزه سیاست چگونه فکر می کرده ؟؟
به روایتی مهمترین شخصیت معاصری که بر شخصیت امام خمینی در حوزه سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی تاثیر گذاشته مرحوم مدرس بوده است
. امام به مرحوم مدرس علاقمند بود به گفته خود ایشان زمانی که طلبه جوانی بودند به مجلس میرفتند مجلسی که مدرس نماینده آن بود و نطق ایشان را گوش می دادند .شخصیت مدرس برای ایشان جذاب بود برای همین عکس مدرس روی اسکناس های جمهوری اسلامی است چون محبوب بنیانگزار جمهوری اسلامی بوده .، البته نقدهایی نیز بر مدرس نیز وارد بوده است مدرس نیز مقدس نبود و ایراداتی در فکر و عملش وجود داشت اما عملگرا بودن و شجاع بودنش باعث این شده بود که امام از شخصیت مدرس خوشش بیاید . امام هم که معصوم که نبود نقدهایی هم بر ایشان وارد است اما ایمان بسیار قوی ایشان ایمان به خدا ایمان به راهی که در پیش داشت بسیار جذاب است . نکته دوم ایشان انسان بسیار شجاعی بودند اگر بخواهیم امام خمینی را در دو کلمه خلاصه کنیم می توانیم بگوییم مومن شجاع البته ویژگیهای دیگر ایشان محفوظ است انسانی بسیار شجاع اینجا حس می شود که این شجاع بودن را از مدرس گرفته اند اگر بخواهیم امام را بشناسیم باید مدرس را بشناسیم باید ببینیم مدرس چه بوده ؟ .
در عرفان امام از چه کسی پیروی می کرد؟
آیت الله شاه آبادی و آیت الله ملکی تبریزی که در عرفان امام از اینان تاثیر بزرگی گرفتند .
چه متن هایی بر ایشان تاثیر گذاشته ؟امام تحت تاثیر کتاب اسفار اربعه ملا صدرا قرار داشتند به تعبیری تئوری انقلاب را از این کتاب استخراج نمودند .
. چهار سفری را که ملا صدرا نام می برد در این زمینه به مقاله که آقای افروغ نوشته می توان نگاه نمود انقلاب اسلامی بر اساس تئوریهای ملا صدرا . اگر بخواهیم یک نفر را نیز بشناسیم باید ببینیم از چه شخصیتهایی تاثیر گرفته .
۴ – نکته مهم بعدی این است که بزرگترین مدعای متفکر چیست ؟
حالا یک فردی را شناختید دغدغه اش را شناختید تاثیراتش را نیز دریافت کردید باید ببینیم در نهایت چه گفته. مساله با مدعا فرق می کند .مارکس می گوید مساله ام فقر است اما مدعای او جامعه بی طبقه است این تز و تئوری آن است این مدعا یعنی تز و تئوری نظریه آن آدم .
امام دغدغه اش چیست؟ امام دغدغه های مختلفی دارند مساله اصلی ایشان حاکمیت اسلام است اما تئوری ایشان چیست؟ ولایت فقیه تز و تئوری ایشان ولایت فقیه است
۵ – و اخرین نکته این است که اثرات و پیامدهای اندیشه در زمان خوداندیشمند و بعداز آن چیست ؟
پیامدها و اثرات اندیشه بحث بسیار مهمی است که وقتی ما می گوییم کاربرد نظریات به اینجا ارتباط پیدا می کند که در جلسه گذشته به آن اشاره کردیم
یعنی به هرصورت یک متفکر و یک اندیشمند با این مراحلی که طی می کند این دغدغه ها و این تاثیرپذیریها و تئوری پردازیها و این زحمتهایی که می کشد در طول این سالها آخرش نتیجه چیست ؟ در محیط زندگی چه تاثیری ایجاد کردی؟
در محیط زندگی چه تاثیر و تغییری ایجاد کرده است ؟چه اتفاقی افتاد؟
ما متفکری بنام نیچه داریم برای شناخت نیچه باید کتاب (وقتی که نیچه گریست ) را بخوانید چندین ترجمه از این کتاب است نویسنده این کتاب شخصی است به نام الوین یالوم که روانشناس بزرگی است
نیچه نیز چندین کتاب دارد که یکی از کتابهای او این است : و چنین گفت زرتشت . ایرانیان به واسطه همین کتاب با نیچه آشنا شدند کتاب دیگر آن این است : و اینک انسان ، کتاب دیگر او این است : خواست قدرت و کتابهای دیگر …
نیچه چرا اینچنین شخصیت بزرگ و معروف و مشهوری است بر اساس این متدولوژی ؟به خاطر پیامدهای اندیشه هایش پیامدهای اندیشه های نیچه تمام نشده است .
درک کتابهای نیچه مقداری سخت است زیرا در آن ادبیات سمبلیک به کار رفته است در بیان افکارش .در باره زندگی و زمانه نیچه اگر بخوانیم بهتر میتوانیم با متن ارتباط برقرار کنیم .
همه اعتقاد دارند فاشیسم از نیچه تاثیر گرفته است یعنی الهام بخش فاشیزم بوده .
الهام بخش نازیسم بوده .الهام بخش پست مدرنیست که در بیست ، سی سال اخیر شیوع یافته ، بوده و الهام بخش تئوریهای سیاسی بوده و الهام بخش نیهلیسم بوده .شاید بعضی فکر کنند که نیهلیسم مساله نیست ،چرا هنوز نیهلیسم مساله مهم بشر است .در قرن بیست هزاران نفر با خواندن آثار نیچه خودکشی کرده اند .
این آدم از نظر تاثیر گذاری و فارغ از ارزش گذاری ادم مهمی است که خوانندگانی با خواندن آثارش از مهمترین سرمایه خود که زندگی است میگذرند و خودکشی می کند ، این یک روی سکه نیچه است در عین حال نیچه برای عده ای منشا زندگی است .
میدانید مفهوم و مدل سوپرمن از آرا نیچه درآمده است کتاب ” و اینک انسان” الهام بخش سوپرمن در هالیوود است . کتاب «اینک آن انسان (آدمی چگونه همان میشود که هست با ترجمه بهروز صفدری از سوی نشر بازتاب نگار تجدید چاپ شده است .این اثر، آخرین کتابی است که نیچه نوشته و به عبارت دیگر، هدیهای است که نیچه خودش به نشانه قدرشناسی به خودش و زندگی اهدا میکند.
بیل گیتس که ثروتمندترین فرد روی زمین است با شصت میلیارد دلارثروت صاحب برند مایکروسافت که با همسرش بنیاد گیتس را راه اندازی کرده و ۱۲ سال این فرد نفر اول جهان از لحاظ ثروت است او سمبل موفقیت انسان درر قرن ۲۱ است از او سوال می شود که الهام بخش شما در زندگی چی بود ؟
در پاسخ می گوید سوپرمن . هرکاری می کرد از روی ساختمان ها می پرید ، می رفت یکی را نجات می داد ، یکی داشت تصادف می کرد ماشین را کنترل می کرد و …
نسخه جدید فیلم سوپرمن پرفروش ترین فیلم امریکا شده در سال گذشته هنوز سوپرمن الهام بخش مردم امریکا است خوب خود سوپرمن از کجا در آمده از افکار نیچه …
ببینید افکار این کارها را می کند و تاثیرات را دارد. نیچه دست به خلق سوپرمن می کند و سوپر من الهام بخش بیل گیتس می شود. حالا بیل گیتس چه نیچه را بشناسد و علاقه ای داشته باشد یا نداشته باشد پیامد افکار نیچه بیل گیتس می شود ،حالا وقتی می گوییم آثار نظریات را باید ببینیم اینگونه می شود حالا مثالهایی دیگر هم میشود زد که برای بعضیها منجر به خودکشی هم شده است .
نیچه می گوید ما ۴ زندان داریم اینجا نقد نظرات نیچه را نمی کنیم بلکه نقل می کنیم .
نیچه می گوید برای اینکه ما سوپرمن بشویم یعنی انسان تواناشویم از حالت ناتوانی در بیاییم باید از ۳ زندان بیاییم بیرون ۱- زندان فلسفه: با شهامت حمله می کند به فلسفه و در راس آنها افلاطون وارسطو و غیره می گوید اینها چهارچوبهای ذهنی برای ساختند در طول تاریخ و برای ما چهارچوب تعریف کردن در حالی که زندگی در چهارچوب ذهن افلاطون نمی گنجد اینها مردم را اسیر ذهنیت های خودشان کرده اند دوهزار سال است که می گویند فلسفه افلاطون سقراط و ارسطو و همین .
۲- زندان تاریخ : به نظر نیچه باید از زندان تاریخ دربیاییم دیگران گفته اند گذشته چنین بوده است و چه بسا که گذشته چنین نبوده است و چون دیگران گفته اند ما اسیر گفته های دیگران شده ایم و آینده زندگی خود را بر اساس گفته های آنها برنامه ریزی می کنیم درحالی که چه بسا اینچنین نباشد .
نیچه نه اینها را رد میکند و نه تایید فقط هشدار می دهد می گوید در مورد اینها فکر کن. جرات متفاوت اندیشیدن داشته باش جرات داشته باش که بدانی تاریخ آن چیزی نیست که به تو گفته می شود .
۳- زندان جامعه و طبیعت و زبان: فیلسوف بزرگی که با صد صفحه مطلب در حوزه زبان شناسی دنیا را تکان داد و آن هم ویتگن اشتاین است و آن هم از نیچه تاثیر پذیرفته است .
در اینجا باید توجه کرد که نظرات چقدر تاثیرگذار هستند همین نیچه از کانت تاثیر پذیر است فیلسوف بزرگ جهان مدرن که می گوید جرات اندیشیدن داشته باش .
نیچه از کانت تاثیر پذیر است اگر بخواهیم بررسی کنیم کانت هم از دیگران تاثیر پذیر بوده است .
و این سلسله تاثیر پذیری های را می توان همچنان مورد بحث قرارداد.
بخش اول درس گفتار


برچسبها: جزوه کلاس دکتر دبیری مهر, فیلسوفان قرن بیستم

برچسب: نویسنده: آرمان رجبی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:16

صفحه بندی